مطالب مشابه
نهمین قسمت «رُک شو» با اجرای مجید واشقانی، میزبان صحرا اسدالهی بود؛ بازیگر و کارگردانی که مسیرش از روستای کندُر در دل کوهها تا صحنههای تئاتر و جشنوارههای بینالمللی، پر از داستانهای صریح، بامزه و الهامبخش است.
صحرا بیمقدمه گفت:
«از شما خوشم نمیومد، حتی بدم میومد…!»
روایتی بامزه از حسادت به استقبال پرشور تماشاگران از مجید واشقانی در یک بازی مافیا، که به مرور جایش را به صمیمیت داد.
با شرط پدر برای ازدواج یا کار، به تهران آمد. اولین آرزویش را با کار در خیابان فرشته تیک زد. از حسابداری بدون تجربه تا رانندگی با نیسان، همهجور تجربه را پشت سر گذاشت.
از جشن الفبا و لجبازی کودکانه برای دیده شدن، تا شوق دیدن تشویقهای پرشور بازیگران. همان خانم فرهیخته بالاشهر نشین تهران که پیشش کار میکرد، او را به کلاس بازیگری فرستاد. بدون تجربه قبول شد و تنها دو هفته بعد، اولین اجرای ۱۵ ثانیهایاش روی صحنه رفت؛ اجرایی که حتی باعث شد مادرش در روستایشان «نون بدون صف» بگیرد!
صحرا میگوید:
«فکر میکردم تئاتر یعنی حاجی فیروز! ولی وقتی رفتم دیدم یه دنیای دیگه است؛ خانمهای شیک، موزیک خارجی، نوشیدنی خارجی… بعد فهمیدم لباسهای کندور ما اینجا هنری حساب میشه! رفتم همه دامنها رو جمع کردم آوردم.»
این گفتوگو ترکیبی از شوخطبعی، خاطرات جالب، و مسیر پر از پیچ و خم یک زن جسور است.
تلگرام: https://t.me/rok_show
یوتیوب: http://www.youtube.com/@Rok_show
اینستاگرام: @rok_show