قسمت ششم رک شو با حضور مریم مؤمن | روایتی از رنج، رهایی و رشد

مریم مؤمن، بازیگر جوان و خوش‌نام سینما و تلویزیون، مهمان ششمین قسمت برنامه «رُک‌شو» بود. گفت‌وگویی صادقانه، پر از فراز و نشیب‌های زندگی شخصی و تلخ‌ترین تجربه‌های دوران کودکی‌اش که او را به زنی مبارز، جسور و موفق تبدیل کرد.

  • از کودکی پُرشر و شور در مشکین‌شهر تا تجربه تلخ طلاق والدین و انتخابی که برای یک دختر هشت‌ساله خیلی زود بود…
  • از خط کشیدن روزها تا سه ماه برای دیدن پدر، تا روزی که پشت تلفن با خبر عروسی پدر روبه‌رو شد…
  • از مادری که برای سربلندی دخترش از خودش گذشت، تا دختری که قول داد خوشحالش کند و کرد…

از شهرت تا صداقت

مریم مؤمن با بازی در سریال بانوی عمارت به شهرت رسید؛ اما در «رُک‌شو» نه از موفقیت، که از مسیر پرسنگلاخی رسیدن به آن صحبت کرد.

«من همیشه دو جور بازیگر بودم…
یکی بازیگر جلوی دوربین، یکی هم بازیگر زندگی خودم.»

دختر موفرفری که دنیا را مشت می‌زد

مؤمن از کودکی پُر شر و شورش گفت، از بازی در کوچه‌های مشکین‌شهر، از شیرینی محبوب بودن در خانواده و از ناگهان فروپاشیدن همه چیز…

«یه روز اومدن گفتن ما از هم جدا شدیم.
بدون اینکه حتی یک بار صدای دعواشونو شنیده باشم…»

در همان سن، با صحنه‌ای شبیه فیلم «جدایی نادر از سیمین»، مقابل قاضی قرار گرفت و مجبور شد بین پدر و مادر یکی را انتخاب کند.
و درست همان‌جا بود که، به قول خودش:

«اولین سیلی زندگی‌مو خوردم.»

 انتظار ۹۰ روزه، پایانش روز عروسی پدر بود

پدر به او وعده داد سه ماه دیگر برمی‌گردد.
او با شوق، نود روز را شمرد و در نهایت با گوشی قدیمی مادر، تماس گرفت.
پاسخ اما، یک جمله کوتاه و تلخ بود:

«دیگه بهم زنگ نزن… امروز عروسی منه.»

 مادری که همه چیز را فدای دخترش کرد

مریم از مادری گفت که قضاوت‌ها را تاب آورد، طلاهایش را فروخت تا آبروداری کند، و در نهایت، دخترش را به رؤیاهایش رساند:

«مادرم کارگری می‌کرد، خجالت نمی‌کشم بگم…
من دختر همون مادرمم.»

 چرا این‌قدر بلند حرف می‌زنم؟

در جایی از برنامه، مجید واشقانی به بازی تهاجمی مریم در مافیا اشاره می‌کند. اما مریم پاسخ می‌دهد:

«من همیشه بلند حرف زدم، چون هیچ‌کس صدای منو نمی‌شنید…»

و ادامه می‌دهد:

«وقتی از بچگی یاد گرفتی مبارزه کنی، بزرگم که شدی، مبارزه رو ول نمی‌کنی.»

 بزرگ‌ترین بازی زندگی: ساختن یک خانواده

در بخشی از گفت‌وگو، مریم از افتخار بزرگش گفت:

«من جایزه کن و اسکار نمی‌خوام…
من بزرگ‌ترین جایزه رو گرفتم؛
اینکه تونستم یه خانواده بسازم.»

و با بغض اضافه می‌کند:

«من قسم خوردم تا دستمو به سقف آرزوهام نرسوندم، ننشینم…»

 جمع‌بندی مجری

در پایان، مجید واشقانی گفت:

«من مطمئنم بعد از این برنامه، یه ایران برای مادرت دست می‌زنند…»

و ما هم همین‌طور.

 تماشای کامل قسمت ششم

برای دیدن این گفت‌وگوی پر از احساس، صداقت و الهام، قسمت ششم «رُک‌شو» با حضور مریم مؤمن را از دست ندهید.

📢 ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

میتوانید امتیاز دهید

‫2 نظر

  • بهار

    کاش در نماوا یا ایتا و امثالهم هم بودید گوش من اصلا وصل نمیشه فیلترشکن لازمها را. علاقمند شده بودم ببینم مخصوصا برنامه خانم مومن را

    تیر 30, 1404 در 6:57 ق.ظ
    • Vasheghani Team

      در این پلتفرم ها هم باید هزینه کنید اما یوتیوب رایگانه دوست عزیز

      تیر 30, 1404 در 12:49 ب.ظ

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *