قسمت ۳۲ رُکشو با جلال رشیدی کوچی | از مجلس و مافیا تا حجاب، صیانت و امنیت ملی
قسمت ۳۲ برنامه «رُکشو» با حضور جلال رشیدی کوچی
در این قسمت، میز رُک میزبان جلال رشیدی کوچی است؛ نمایندهٔ سابق مرودشت، پاسارگاد و ارسنجان که حالا، در اوج تجربه و توانایی، خودش را «خانهنشین و ظرفشور» توصیف میکند. گفتوگو از یک شوخی ساده درباره بیکار بودن بعد از مجلس شروع میشود، اما خیلی زود به بحثهای جدی درباره ساختار قدرت، فساد، قانونگذاری و رابطهی حاکمیت و مردم میرسد.
از سپاه تا مجلس؛ از مجلس تا خانهنشینی اجباری
رشیدی کوچی در این گفتوگو از مسیر کاریاش میگوید؛ از حضور در حفاظت اطلاعات سپاه فجر فارس و استانداری فارس، تا ورود به مجلس یازدهم در سن ۳۵ سالگی. او توضیح میدهد چطور بعد از یک دوره حضور فعال در مجلس، امروز با توصیهٔ صریح برخی ساختارها عملاً به «چهارسال استراحت اجباری» فرستاده شده و رد صلاحیت او بیش از آنکه «دلیل» داشته باشد، بهگفتهٔ خودش، «بهانه» داشته است.
مجلس در رأس امور هست یا فقط روی کاغذ؟
بخش مهمی از گفتوگو، نقد ساختار قانونگذاری در ایران است. رشیدی کوچی میگوید امروز مجلس دیگر در رأس امور نیست؛ چون نهادهایی مانند شوراهای عالی، مجمع تشخیص مصلحت و هیئتهای نظارتی، عملاً مصوبات مجلس را وتو میکنند یا کنار میگذارند. از نگاه او، کاهش مشارکت مردم در انتخابات، ترس نمایندگان از هزینهدادن، و جابهجایی تصمیمها از صحن علنی به جلسات غیرعلنی و کمیسیونهای اصل ۸۵، مجلس را به نهادی کماثر تبدیل کرده است.
فرهنگ، حجاب و صیانت؛ قانون یا سلیقه؟
در بخش فرهنگی گفتوگو، رشیدی کوچی از سالها سیاستگذاری اشتباه در حوزه حجاب، قانون عفاف و حجاب و طرح صیانت حرف میزند. او تأکید میکند که:
قانون حجاب از ابتدا بیش از آنکه محصول گفتوگوی اجتماعی باشد، تصمیم چند نفر بوده؛
اجرای سختگیرانه و امنیتی، شکاف اجتماعی را عمیقتر کرده و حتی بخش بزرگی از مذهبیها را هم دلزده کرده؛
تبدیل حجاب از «توصیه دینی» به «ستون هویتی نظام»، بدون زیرساخت فرهنگی درست، یکی از ریشههای بحرانهای سالهای اخیر است.
او همچنین از تجربه شخصیاش در مخالفت با طرح صیانت، نقد گشت ارشاد، و هشدارهایش درباره تبعات دو قطبی شدن جامعه صحبت میکند؛ هشدارهایی که بهگفته خودش، جدی گرفته نشد.
مافیا، رانت و امضاهای طلایی؛ از خودرو تا فیلترشکن
بخش چالشی گفتوگو، جایی است که بحث به فساد ساختاری، مافیای خودرو، واردات، آیفون، فیلترشکن و «کاسبان تحریم» میرسد. رشیدی کوچی با مثالهای مشخص توضیح میدهد که:
چطور در ماجرای واردات خودرو و آیفون، منافع برخی گروهها با جیب مردم گره خورده؛
چرا تعرفههای سنگین و انحصار، بازار خودرو را به نفع عدهای محدود قفل کرده؛
چطور فیلترینگ و بازار ویپیان، به تجارت پر سود بعضیها تبدیل شده است.
او از پیشنهادهایش برای شفاف کردن سفرهای مسئولان، محدود کردن امضاهای طلایی، اصلاح ساختار مجوزها و تسهیل کسبوکارها میگوید و در عین حال، از هزینههایی که برای این مواضع پرداخت کرده هم حرف میزند.
امنیت ملی، مصلحت ملی و وطندوستی
در ادامه، بحث به امنیت ملی، حمله نظامی به ایران، توان دفاعی کشور و واکنش بخش کوچکی از جامعه به این رخدادها میرسد. رشیدی کوچی، با تأکید بر سابقه خانوادگیاش در جنگ و دو شهید از عموها و دو شهید از داییهایش، از یک نوع وطندوستی حرف میزند که نه با تندروی فرهنگی گره خورده، نه با فروپاشی کشور.
او از یک سو بر ضرورت قدرت نظامی و بازدارندگی دفاعی تأکید میکند، و از سوی دیگر میگوید بدون رفاه نسبی، صداقت مسئولان و کاهش فاصله طبقاتی، نمیتوان انتظار همراهی پایدار مردم را داشت.
بحران اعتماد؛ وقتی قول و عمل از هم جدا میشود
رشیدی کوچی بارها در گفتوگو به یک نقطه برمیگردد:
مردم وقتی میبینند کسی که از «قناعت»، «ریاضت» و «حفظ ارزشها» حرف میزند، خودش زندگی پرزرقوبرق و فرزندان مرفه و خارجنشین دارد، اعتمادشان را نه فقط به مسئول، که گاهی به کل سیستم و حتی به دین از دست میدهند.
او میگوید تا زمانی که قول و عمل مسئولان در انظار عمومی با هم نخواند، هیچ قانونی—از حجاب تا اقتصاد—نه درست اجرا میشود، نه مردم آن را جدی میگیرند.
جمعبندی؛ رشیدی کوچی تنهاست، اما ساکت نمانده
قسمت ۳۲ «رُکشو» با حضور جلال رشیدی کوچی فقط یک گفتوگوی سیاسی خشک نیست؛ ترکیبی است از روایت شخصی، نقد ساختاری، اعتراف به خطاهای سیچهل ساله، و دلسوزی برای آینده ایران.
او خودش را «تنهای تنها» توصیف میکند، اما در عین حال تأکید میکند که هنوز برای اصلاح، پوستاندازی در مدیریت، مبارزه با فساد و بازسازی اعتماد مردم، روزنههایی از امید وجود دارد؛ اگر شجاعت تصمیمهای سخت پیدا شود.