بهاره رهنما در قسمت هفتم «رُک شو»: روایت یک زن از جنگ، عشق و قضاوت

از رک‌گویی تا قضاوت‌ها؛ از مادری تا عاشقی با امام حسین

در تازه‌ترین قسمت از برنامه «رُک شو»، مجید واشقانی میزبان یکی از چهره‌های پرحاشیه و بحث‌برانگیز سال‌های اخیر بود: بهاره رهنما. بازیگری با سابقه سه دهه فعالیت در تئاتر، سینما، تلویزیون، نویسندگی، و البته حضوری پررنگ در فضای مجازی که گاه با تحسین و گاه با موجی از انتقاد همراه بوده است.

برنامه با کتابی به نام «زن باران» آغاز شد. کتابی از آثار بهاره رهنما که پیش‌تر به امضای او به مجید واشقانی رسیده بود. همین نقطه‌ی شروع، درِ گفت‌وگویی صادقانه را باز کرد؛ گفت‌وگویی درباره‌ی خودِ واقعی، آسیب‌های رک‌گویی، مسئولیت اجتماعی، فضای مجازی و زنی که در میانه‌ی این سال‌ها، هم با قضاوت‌ها زیسته و هم با انتخاب‌های شخصی‌اش مقاومت کرده است.

“خودت بودن تاوان داره”

بهاره رهنما از همان ابتدای گفت‌وگو تأکید کرد که آدم رک‌گویی‌ست اما طی سال‌ها فهمیده صادق بودن همیشه محبوبش نکرده:

«یه واقعیت تلخ رو تو ۴۲-۴۳ سالگی فهمیدم؛ اینکه هرچی بیشتر خودت باشی، محبوبیتت کمتر میشه. خودت بودن تو این فضا تاوان داره.»

صحبت به فضای مجازی که رسید، با آرامش گفت که دلبستگی به اینستاگرام ندارد و تنها وابستگی واقعی‌اش دخترش پریاست:

«بلدم تنها زندگی کنم و حال خوب داشته باشم… ولی هیچ‌وقت از پریا نمی‌تونم دل بکنم.»

ترس از تأثیر؟ یا تاوان تأثیر؟

مجید واشقانی از او پرسید که چرا با وجود تأثیر اجتماعی بالا، کمتر موضع می‌گیرد و عقب‌نشینی می‌کند.

«درست میگی، شاید ترسیدم. شاید چون خونه‌نشین شدم، چون حرف زدن تاوان داشت. حرف زدن تو این فضا یعنی بستن نارنجک به خودت…»

او از فضای قطبی و برخوردهای ستیزه‌جویانه گفت؛ از اینکه حتی در دفاع از کسی مثل الهام چرخنده هم مورد هجمه قرار گرفته چون مخالف عقایدش بوده‌اند. با صراحت گفت:

«دموکراسی یعنی شنیدن نظر مخالف، ولی ما بلد نیستیم. حتی زن‌ها به زن‌ها رحم نمی‌کنن. بیشتر فحش‌هایی که می‌خورم از خانم‌هاست.»

مادر بودن؛ پناهی در برابر همه چیز

در یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های گفت‌وگو، وقتی مجید پرسید چه چیزی باعث شده در این دنیا بماند، پاسخ داد:

«دخترم پریا… مادری من و آسمون و خدای من. اگه این دوتا نبود شاید زندگی رو تموم می‌کردم.»

رهنما همچنین به یادآوری‌اش از کودکان هموفیلی اشاره کرد و کمک‌رسانی برای نصب آسانسور برایشان را یکی از بهترین خاطرات زندگی‌اش دانست. جمله‌ای از امام حسین نقل کرد که بازتاب نگاهش به خیر و مسئولیت اجتماعی بود:

«اگر کسی در مسیر خیری قرار گرفت، باید از کسی که به او کمک کرده تشکر کند، چون باعث شده تو اون مسیر قرار بگیری.»

عاشقی با امام حسین؛ افتخار با هزینه

رهنما از نمایشنامه‌ای گفت که خودش نوشته بود با نام خورشیدهای همیشه، نمایشی که در آن نقش حضرت رباب را بازی کرده:

«برای امام حسین نوشتم. خیلیا گفتن چرا بهاره؟ ولی من افتخار می‌کنم به فحش‌هایی که بخاطرش خوردم، چون عاشقی وقتی با فحش همراه باشه، مستیِ اون عشق بیشتر میشه.»

از روزی گفت که چند خانم مذهبی در مغازه‌ای با بی‌احترامی روبه‌رو شدند و خودش جلوی آسانسور از آن‌ها دلجویی کرد.
مجید واشقانی در پاسخ این رفتار را «قابل ایستادن و تشویق کردن» دانست.

جنگ، صلح و بیداری اجتماعی

در بخش دیگری از گفت‌وگو، مجید واشقانی از بهاره رهنما درباره تجربه‌اش از جنگ ۱۲ روزه پرسید. رهنما با لحنی تأمل‌برانگیز گفت:

«یکی از چیزهای خوبی که این جنگ داشت، این بود که مردم مهربون‌تر شدن. امیدوارم هیچ‌وقت هیچ جنگ دیگه‌ای اتفاق نیفته، ولی انگار ما با این جنگ یه‌جورایی به خودمون اومدیم.»

او همچنین تأکید کرد که همیشه طرفدار صلح بوده، اما وقایع سخت اجتماعی می‌تونن مردم رو از نو به هم نزدیک کنن و بیداری جمعی ایجاد کنن.

یک پایان روشن، با امید

از آسیب‌های مجازی گفت، از سانسور، از تهمت‌هایی که خورد، از بلاک شدن توسط یکی از نزدیک‌ترین افراد زندگی‌اش فقط به‌خاطر تغییر پوشش. اما در نهایت جمله‌ای گفت که هویت او را به‌خوبی خلاصه می‌کند:

«من مدل حضرت علی زندگی می‌کنم؛ طوری که برای صدسال آینده برنامه دارم، ولی برای فردا هم آماده رفتنم…»

📺 این قسمت از «رُک شو» را همین حالا از کانال رسمی یوتیوب مجید واشقانی تماشا کنید؛ گفت‌وگویی که نه‌تنها بهاره رهنما، بلکه تصویری از یک نسل، یک باور، و یک تجربه مشترک است.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *