قسمت 34 «رُکشو» با زینب موسوی: طنز، فردوسی و هزینه آزادی بیان
در قسمت سیوچهارم برنامهٔ «رُکشو»، مجید واشقانی روبهروی زینب موسوی (امپراتور کوزکو) مینشیند و یکی از جنجالیترین پروندههای سالهای اخیر فضای مجازی را باز میکند؛ از شوخی بحثبرانگیز با فردوسی تا موج نفرت، فحاشی، تهدید و برچسبهایی که او را در مرکز حمله قرار داد.
این گفتوگو نه تلاش برای تطهیر است و نه محاکمه؛
بیشتر شبیه یک فرصت بیان و توضیح است که در اختیار زینب موسوی قرار گرفته تا مستقیم با مردم و مخاطب خودش صحبت کند.
🔸 از شوخی با فردوسی تا «هجمه سراسری»
زینب موسوی از دل یک خانواده و شهری مذهبی (قم) به طنز رسیده، اما نقطهٔ عطف زندگی حرفهایاش، همان ویدئوی انیمیشنی است که در آن با یکی از ابیات شاهنامه و نام فردوسی شوخی جنسی میکند؛ شوخیای که به گفتهٔ خودش، قرار بوده بخشی از پروژهای برای تعریف شاهنامه با زبان طنز برای نسل جدید باشد، اما در عمل به موجی عظیم از فحاشی، تهدید و نفرت تبدیل میشود. او تأکید میکند که نسخهٔ منتشرشده، با نسخهٔ سانسورشدهای که خودش دیده بوده متفاوت بوده،
اما در عین حال میگوید:
«من بابت شوخی عذرخواهی نمیکنم؛ چون از شوخی کردن عذرخواهی نمیکنم.»
🔸 جایی که مجید واشقانی رک میشود
در این قسمت، مجید فقط میزبان مهربان نیست؛ چند جای گفتوگو عملاً به زینب میپرد و پرسشهای مستقیم و سخت میپرسد:
«واقعاً روزی که این شوخی رو ضبط میکردی، فکر نکردی ممکنه یه ملت ناراحت بشن؟»
«چرا جلوی دوربینِ خودت نگفتی “غلط کردم” و عذرخواهی نکردی؟»
«جامعهٔ امروز ایران اصلاً ظرفیت این مدل آزادی بیان رو داره یا نداره؟»
«ارزشش رو داشت که آیندهٔ شغلی و وجهه اجتماعیت رو اینطوری گرو بذاری؟»
در بخشهایی از گفتوگو، مجید صراحتاً یادآوری میکند که همان کسانی که روزی از او حمایت کردهاند، بعد از ماجرای فردوسی جزو منتقدان و حملهکنندگان جدی او شدند و این تضاد را روی آنتن به رخ او میکشد.
🔸 طنز، خط قرمزها و مسئولیت شخصی
زینب موسوی در این گفتوگو سه محور اصلی را مدام تکرار میکند:
شوخی «مرز جهانی» ندارد، اما کمدین برای خودش مرز تعریف میکند.
او میگوید مرزهایش را بر اساس قانون، خانواده (بهخصوص پدر مذهبیاش)، و عرف جامعه تنظیم میکند، اما همچنان میخواهد این مرزها را «هل بدهد جلوتر».
آزادی بیان بدون هزینه نیست.
از نگاه او، باز کردن فضای طنز در ایران فقط با «آزمون و خطا» ممکن است؛ حتی اگر نتیجهاش موج نفرت، بازداشت، ممنوعالکاری و فروپاشی روانی باشد.عذرخواهی برای شوخی را قبول ندارد، اما هزینهاش را میپذیرد.
او بین «غلط بودن یک شوخی» و «حق داشتن برای شوخیکردن» فرق میگذارد؛ میپذیرد که خیلیها را ناراحت کرده، اما حاضر نیست اصل شوخیکردن را پس بگیرد.
🔸 بازداشت، فشار روانی و نقش خانواده
در بخش دیگری از گفتوگو، زینب موسوی به بازداشتش در سال ۱۴۰۱ و تجربهٔ زندان اشاره میکند؛ از فشار روی مادر مذهبیاش،
از نگاه شرمگین و نگران پدرش، و از اینکه بعد از هجمهٔ فردوسی، مدتی حتی جرئت نداشته تماس پدرش را جواب بدهد.
او از همسرش «مهرداد» هم نام میبرد؛ کسی که به گفتهٔ خودش، شبها بیدار میمانده تا کامنتها و دایرکتهای توهینآمیز را پاک و بلاک کند تا حجم فحاشی برای او قابل تحملتر شود.
🔸 نفرت جمعی، بیاعتمادی و «گرگ تنها»
بخش پایانی گفتوگو، از طنز فاصله میگیرد و وارد فضای اجتماعی و روانی میشود. زینب موسوی از حسی حرف میزند که بسیاری در شبکههای اجتماعی تجربه کردهاند:
- از نفرتسازی جمعی و اینکه چطور مردم در یک «نقطه نفرت مشترک» کنار هم احساس تعلق پیدا میکنند؛
- از اینکه دیگر خودش را «متعلق به هیچ گروهی» نمیداند؛
و از جملهای که دوست دارد مدام تکرار کند:
«من گرگ تنهام.»
مجید اینجا هم کوتاه نمیآید و یادآوری میکند که همان شبکههای اجتماعی که او را بالا آوردهاند، امروز در تخریب او نقش اصلی دارند و این تناقض را در صورت مهمانش میگذارد.
🔸 چرا دیدن این قسمت مهم است؟
این قسمت تلاش نمیکند زینب موسوی را قهرمان یا قربانی نشان دهد.
تمرکز اصلی برنامه روی چند سؤال سخت است:
- مرز طنز در جامعه امروز ایران کجاست؟
- آزادی بیان تا کجا میتواند جلو برود، پیش از آنکه به نفرت جمعی و فروپاشی افراد برسد؟
- کمدین تا کجا مسئول پیامدهای شوخی خودش است؟
«رُکشو با زینب موسوی» یک قسمت خوشایند برای همه نیست؛ اما بدون شک یکی از رکترین و پرچالشترین گفتوگوهای این برنامه تا امروز است.
13 نظر
بدون سلام
اصلا نمیتونم بفهممت جناب!
این چه کاری بود کردی؟
ما تازه داشتیم کاراکتر شما رو به عنوان یک انسان وارسته از تعلقات دنیای بازیگری
و فارغ از دیده شدن می شناختیم. دعوتت از هانی رو ندیده گرفتیم و زیرسیبیلی رد کردیم
این یکی رو کجای دلمون بذاریم؟
راست گفتی تنت میخاره واقعا
واقعا ریختی پایین توی ذهنم
بهم ثابت شد به همون دنیای چیپ بازیگری متعلقی نه به جماعت انسانهای فرهیخته!
متاسفم………زیاد……….!
این یک برنامهی گفتوگومحوره.
به این خانم فرصتی داده شد تا روبهروی مردم بنشینه و حرف بزنه، اما مشخصاً از این فرصت درست استفاده نکرد.
قضاوت نهایی همیشه با مردم صاحبفکر و شعوره؛ همونها که خودشون میفهمن چه کسی چه سطحی از بلوغ و مسئولیتپذیری داره.
اون میز، میزِ دموکراسیه؛ هر کسی با هر نوع فکر و سبک و منش روی اون صندلی میشینه، و طبیعیه که به مذاق همه خوش نیاد.
کافیه به عنوان «یک برنامه» ببینیدش… نه چیزی بیشتر، نه چیزی کمتر.
اینجا اجرای یک فرایند رسانهایه، نه تأیید شخصیتها و نه تغییری در حقیقتشون. ادامهی قضاوت با شماست.
سلام
راهی که از اول آخرش معلومه رفتن نداره قربان!
فرصت دادن به انسان هایی که ارزشهای جامعه رو ضد ارزش میدونن
پررنگ کردن ضد ارزش هاست
همونطور که ملاحظه فرمودید در فرصتی که به ایشون دادید نه تنها
عذرخواهی نکردند بلکه با دهها جمله دیگه دل هایی که در گرو دین و وطن هست رو رنجوندند
متاسفانه موافق فرمایشتون نیستم
البته برنامه شخصیه و گزینش افراد با شماست
ما هم از این به بعد گزینش می کنیم کدوم قسمتها رو ببینیم
گفتم که باگ کارتون رو بدونید. اینکه هرکس میاد باید بی پرده حرف بزنه
نه اینکه هرکی پشت پرده ست بیاد حرف بزنه
متشکرم
سلام
حرفهاتون قابل احترامه، اما اجازه بده یک نکته رو روشن کنم.
این فضا ذاتاً یک برنامهی گفتوگومحوره؛ یعنی قرار نیست هر کسی که روی صندلی میشینه نمایندهی «ارزشها» باشه یا حرفهاش الزاماً مورد قبول ما یا بینندهها قرار بگیره. هدف اینه که آدمها بدون فیلتر درباره خودشون و نگاهشون حرف بزنن و مردم هم با شعور و فهم خودشون قضاوت کنن.
این که مهمان برنامه از فرصت استفادهی درستی نکرد یا حرفهایی زد که برای بخش بزرگی از جامعه قابل قبول نبود، کاملاً روشنه.
اما این تبدیل ضد ارزشها به ارزش نیست؛ برعکس، وقتی کسی آزادانه حرف میزنه، قضاوت واقعیتر شکل میگیره و مخاطب بهتر میفهمه با چه نوع فکر و منش روبهروست.
این میز، میز دموکراسیه؛
همه میتونن بیپرده حرف بزنن،
ولی هیچکس مصون از قضاوت مردم نیست.
حق انتخاب شما هم کاملاً محترمه؛ هر قسمت رو که خواستید ببینید یا نبینید.
ما هم تلاش میکنیم همین «بیپرده بودن» رو برای همه مهمانها حفظ کنیم تا مخاطب بتواند واقعیت آدمها را بیواسطه ببیند.
ممنون از اینکه نقدتون رو صریح گفتید؛ همین بازخوردها باعث بهتر شدن مسیر برنامه میشه.
سلام
گرچه من هنوز مثل شما فکر نمی کنم و نقد دارم
ولی همینکه پاسخ نقد رو محترمانه میدید
تاییدی بر شجاعت و صداقت شماست
از اینکه کمی تند صحبت کردم عذرخواهی می کنم
گفتم «کمی» چون حجم ناراحتی و شدت انتقادم بیش از اینها بود
من با اصل حضور اینگونه افراد هتاک به دین و وطن مشکلی ندارم
چون امثالشان در جامعه حضور دارند و کار خودشان را می کنند در حالیکه قانون
هم همه جا حضور دارد و کار خودش را می کند. دموکراسی یعنی این. یعنی حکومت مردم بر مردم
اما قانونمند و با حضور قوانین.
خوب قانون تریبون فردی را مسدود می کند و یک برنامه پرطرفدار دوباره به ایشان تریبون می دهد
معنای این کار چیست؟ من از آن تعبیر خوبی ندارم
بههرحال ممنونم از زحماتی که برای تهیه برنامه متحمل می شوید.
لااقل از انسانهای وطن دوست و فخرآفرین هم دعوت کنید که تساوی برقرار شود
متشکرم
سلام
حرفی که میزنید قابل درکه و نگرانیتون بیدلیل نیست.
واقعیت اینه که این موضوع قبلاً در جامعه مطرح شد و در زمان خودش مثل یک بمب در فضای مجازی ترکید، اما بعدش بیسرانجام رها شد. کسی که در مرکز ماجرا بود، به هر دلیلی، حاضر نشد مستقیم مقابل مردم بایسته و توضیح بده و همین باعث شد دلخوری و ابهام باقی بمونه.
حق با شماست که رسانه فقط «آینه خنثی» نیست و دیده شدن، اثر میذاره. دقیقاً به همین دلیل بعضی موضوعات که به هنجارهای جامعه گره میخورن، بهتره بهجای رها شدن در فضای هیجانی و غیررسمی شبکههای اجتماعی، در یک چارچوب مشخصتر و شفافتر باز بشن؛
جایی که هم به طرف مقابل فرصت دفاع داده بشه،
و هم مردم با اطلاعات کاملتر و آرامش بیشتری نتیجه گیری کنن.
نگاه برنامه از این زاویه بوده که این پرونده ناتمام، یک بار روشن و روبهرو بسته بشه؛ نه برای تطهیر افراد و نه برای عادیسازی حرفها، بلکه بهعنوان یک حسنختام رسانهای تا قضاوت از حالت شایعه و هیجان خارج بشه.
از نقد و پیگیری شما سپاسگزاریم؛ این گفتوگوها به شفافتر شدن مسیر برنامه کمک میکند.
دوست عزیزی که درمورد آقای واشقانی حرف زدین
اولن به شما هیچ ربطی نداره
دومن شما اصن خوبی های آقای واشقانی رو ندیدیدفقط چون چشمتون خورده به برنامشون که سیاسی هست همین طور دارید زرت و پرت میکنید
سومن اگه ناراحتی با احترام برو گمشو و تو زندگی ایشونم دخالت نکنید با تشکر
و آخری میدونین آقای واشقانی به خاطر زر هایی گه شما بهشون میزنید چقدر ناراحت میشن واقعابراتون متاسفم و قضیه هانی کرده فرق میکرد با این خانم🥺🥺😡😡😡
با سلام و عرض ادب و احترام
شما فرمودید که در کمدی و شوخی خط قرمز وجود ندارد و همچنین فرمودید به آخرت ایمان دارید.
خب در آخرت چه چیزی بررسی میشود همین خط قرمزها بررسی میشود. بررسی میشود که آیا این قوانین که خدا برای ما در زندگی این دنیا گذاشته رعایت شده یا نه. قوانین شامل همین خطوط قرمز هم می باشند. همین خطوط قرمز هستند که تعادل را در جهان ما ایجاد میکنند. برای مثال اگر خورشید از مدار و خط قرمز خود عبور کند چه میشود؟؟ این هم در قوانین دیگر وجود دارد برای مثال اگر دمای آب از یک حد و خط قرمزی عبور کند دیگر آب مابع ماهیت خود را از دست میدهد و هزار مثال دیگر.
بنابراین میتوان گفت وقتی شوخی هم از حد خود بگذرد ماهیت خود را تغییر میدهد و تبدیل به توهین، تحقیر، گستاخی و غیره میشود که ارزش طرف مقابل را به تاراج میکشاند.
حتی در جنگل هم که موجودات برای بقا زندگی میکنند قانون وجود دارد و قانون جنگل می باشد که اگر این قانون و خطوط قرمز رعایت نشود بقا به خطر می افتد.
شما فرمودید که هدف آشنایی نسل جدید با فردوسی است، این آشنایی به چه قیمتی؟
این آشنایی برای نسل جدید در مورد اسطوره هایمان هم باید با احترام و حرمت باشد.
همانطور که آشنایی نسل ها با خدا و ادیان الهی همراه با ادب و حرمت باید باشد.
با سلام و احترام
هیچ دفاعی از صحبتها یا رفتار مهمانان برنامه وجود ندارد.
آنچه اینجا مطرح است، صرفاً ماهیت یک برنامه گفتوگومحور است؛ و مسئولیت محتوای گفتههایش با خود مهمانان است، نه با برنامه. حضور یک فرد بهمعنای تأیید دیدگاه یا رفتار او نیست.
برنامه بستری برای شنیدن و قضاوت است، نه تریبونی برای دفاع از توهین یا بیاحترامی. قضاوت نهایی درباره آنچه گفته شده، بهدرستی با مردم است.
مجید جان سلام. اولا بهت خدا قوت میگم بابت این که در این فضای مه آلود که اکثرا دنبال دیده شدن و گرفتن ژست های روشن فکری هستن، داری خلاف جهت آب شنا می کنی و حقیقتا هم موفق بودی تو این مسیر. ما جامعهٔ روحانیت هنر دوست، دستت رو به گرمی میفشاریم. ثانیا از خدا میخوام که مسیرت عوض نشه و عاقبت به خیر بشیم همگی. ثالثا خیلی دوست دارم که سطح علمی و تاریخی گفت و گوهات بالاتر بره. یعنی شمایی که مجری کارشناس هستی، با دست پر بری مقابل مهمان برنامه ت.
یه نکته ای هم راجع به سیده زینب موسوی بگم به عنوان کسی که از نوزادی توی قم بزرگ شده. مجید جان خاصیت دنیای هنر و فضای مجازی، تمنای دیده شدن هستش. این خانم هم از این قاعده مستثنی نیست و دوست داره دیده بشه. خیلی بهش اهمیت ندیم بعد یه مدت کم رنگ میشه. چون واقعا نه توی طنز و نه توی کمدی حرفی برای گفتن نداره. گاهی ژست مذهبی بودن میگیره و گاهی هم خلاف اون.
حرف آخر. خوشحال میشم تشریف بیارید قم. آدرس ایمیلم هست. در خدمتتون هستیم.
سلام ، ما که به یوتیوب دسترسی نداریم ، خوب ویدیوها رو همینجا هم بارگذاری کنید ،
سلام و وقت شما بخیر
ممنون از لطف و همراهیتون.
در شرایط فعلی، قسمتهای برنامه رو میتونید بهصورت کامل از آپارات و همچنین از داخل سایت تماشا کنید. تلاش کردیم مسیرهای رسمی و در دسترستری فراهم کنیم تا مخاطبان داخل ایران هم بتونن راحتتر برنامهها، مخصوصاً رکشو، رو دنبال کنن.
از محبت و همراهی شما صمیمانه ممنونیم.
سلام و وقت شما بخیر
ممنون از لطف و همراهیتون.
در شرایط فعلی، قسمتهای برنامه رو میتونید بهصورت کامل از آپارات و همچنین از داخل سایت تماشا کنید. تلاش کردیم مسیرهای رسمی و در دسترستری فراهم کنیم تا مخاطبان داخل ایران هم بتونن راحتتر برنامهها، مخصوصاً رکشو، رو دنبال کنن.
از محبت و همراهی شما صمیمانه ممنونیم.