قسمت ۷۷ رک با مسعود فروتن؛ از اولین برنامه رنگی تلویزیون تا بغض تنهایی
- رُک شو
- 2026/10/17
مسعود فروتن در رُک؛ از اولین تصاویر رنگی تلویزیون تا بغضی که بعد از ۸۰ سال شکست
در قسمت ۷۷ برنامه «رُک»، مجید واشقانی میزبان مسعود فروتن است؛ کارگردان، نویسنده و از پیشکسوتان تلویزیون ایران که بخش مهمی از عمرش را پشت دوربین گذرانده و شاهد تغییرات بزرگ این رسانه بوده است.
فروتن از نسل نخست دانشآموختگان مدرسه عالی تلویزیون و سینماست؛ کسی که از روزهای تلویزیون سیاهوسفید تا شکلگیری برنامههای رنگی، ساخت تلهتئاترها و همکاری با بازیگران بزرگ، خاطرات فراوانی دارد. اما گفتوگوی او در «رُک» فقط مرور تاریخ تلویزیون نیست؛ از مسئولیت رسانه در روزهای جنگ شروع میشود و در پایان به تنهایی و فاصلهای میرسد که میان آدمها و خانوادهها افتاده است.
🔸 از اولین برنامه رنگی با هایده تا خاطره خسرو شکیبایی
یکی از جذابترین بخشهای گفتوگو، روایت مسعود فروتن از پشتصحنه تلویزیون قدیم است؛ دورانی که داشتن تلویزیون در یک خانه کافی بود تا همسایهها برای دیدن سریال دور هم جمع شوند.
او از برنامه «رنگارنگ»، ورود فناوری رنگی به تلویزیون و تجربهای تعریف میکند که به گفته خودش، کارگردانی نخستین برنامه رنگی تلویزیون ایران بوده است؛ برنامهای با حضور هایده که ضبط آن برای فروتن به یکی از خاطرات فراموشنشدنی زندگی حرفهایاش تبدیل شد.
یکی دیگر از روایتهای شنیدنی، خاطره همکاری با خسرو شکیبایی در مجموعه «مدرس» است. فروتن تعریف میکند که شکیبایی برای اجرای یک سخنرانی طولانی خواست دوربین فقط روی خودش بماند و واکنش دیگر بازیگران نشان داده نشود. نتیجه، سکانسی شد که هنوز هم به عنوان نمونهای از قدرت بازیگری و اعتماد میان بازیگر و کارگردان از آن یاد میشود.
🔸 وقتی جنگ هست، زندگی هم باید ادامه داشته باشد
در بخش دیگری از برنامه، مجید واشقانی از نقش تلویزیون در شرایط جنگی میپرسد. فروتن به سالهای جنگ ایران و عراق برمیگردد و توضیح میدهد که آن زمان یکی از وظایف خودشان را آرام نگه داشتن فضای خانهها و حفظ روحیه مردم میدانستند.
به اعتقاد او، رسانه نباید زندگی مردم را فقط در اخبار جنگ خلاصه کند. خانوادهها هنوز باید کار کنند، بچهها درس بخوانند، مردم زندگی کنند و لحظههایی برای خندیدن و آرامش داشته باشند.
این بحث به فضای مجازی امروز هم کشیده میشود؛ جایی که دیگر هر فردی با یک گوشی میتواند تصویر و خبر منتشر کند. فروتن معتقد است تولیدکننده محتوا باید به تأثیر آنچه منتشر میکند بر روحیه مخاطب، بهخصوص کودکان، فکر کند.
حرف این بخش فقط درباره تلویزیون نیست؛ درباره مسئولیتی است که هرکدام از ما در برابر حال و روان دیگران داریم.
🔸 بغض مردی که تمام عمرش را پشت دوربین گذراند
شاید غیرمنتظرهترین لحظه این قسمت، نزدیک پایان گفتوگو اتفاق میافتد.
مسعود فروتن که از هشتادسالگی گذشته، با انرژی از صبح زود بیدار شدن، پیادهروی، کتاب خواندن و کار کردن صحبت میکند. میگوید خودش را بازنشسته زندگی نمیداند و حتی در روزهای سخت هم تلاش میکند کاری برای انجام دادن و دلیلی برای خوشحال بودن پیدا کند.
اما وقتی مجید واشقانی از او میپرسد «آقای فروتن، تنها نشدین؟»، فضای برنامه ناگهان تغییر میکند.
فروتن بغض میکند و از تنهاییای میگوید که با کتاب خواندن، نوشتن و کار کردن هم پر نمیشود. از خواهرها و برادرهایی که زمانی زیر یک سقف زندگی میکردند، اما امروز آنقدر از هم دور شدهاند که گاهی خبر یکدیگر را از دیگران میشنوند.
تلخترین حرفش هم شاید این باشد که گاهی نمیداند شادیهایش را با چه کسی تقسیم کند.
همین چند دقیقه، تصویر متفاوتی از مردی نشان میدهد که سالها دیگران را در قاب دوربین دیده، اما این بار خودش، با تمام احساسات و دلتنگیهایش، مقابل دوربین نشسته است.
🔸 جمعبندی
قسمت ۷۷ «رُک» با مسعود فروتن، از خاطرات شیرین تلویزیون قدیم شروع میشود؛ از روزهایی که یک تلویزیون چند خانواده را کنار هم مینشاند، از برنامههای رنگی و بازیگران ماندگار، و از دوربینی که قرار بود برای مردم تصویر خوب بسازد.
اما در پایان، گفتوگو به پرسشی انسانیتر میرسد: چرا با وجود همه امکانات ارتباطی، گاهی از همیشه تنهاتریم؟
شاید ماندگارترین لحظه این قسمت نه خاطره یک برنامه تاریخی باشد و نه نام یک ستاره بزرگ؛ بلکه بغض مردی باشد که در هشتادسالگی هنوز عاشق زندگی و کار است، اما دلش برای روزهایی تنگ شده که آدمها بیشتر کنار هم بودند.